
به گزارش سرویس انرژی تابناک به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دبیرخانه سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، بیش از ۶۶۶ میلیون نفر در جهان به برق دسترسی ندارند؛ جمعیتی که اگر کشوری مستقل بودند، سومین کشور پرجمعیت کره زمین بهشمار میرفت.
برای رسیدگی به این فاجعه انسانی، کمبودی برای راهنماییهای لازم وجود ندارد. بخش عمده این راهنماییها از سوی سازمان ملل متحد در چارچوب پیگیری پیشرفت هدف هفتم توسعه پایدار (SDG ۷) و بهمنظور دستیابی جهانی به برق تا سال ۲۰۳۰ ارائه شده است. با این حال این توصیهها تقریباً بهطور انحصاری بر انرژی خورشیدی و بادی، اتصال به شبکه، ذخیرهسازی و تأمین مالی متمرکزند.
بیشتر گزارشها نقشی برای منابع هیدروکربوری در کاهش شکاف دسترسی به برق قائل نیستند. حتی برعکس، منابع هیدروکربوری بهطور عمده در این اسناد از منظر حذف تدریجی یا کنار گذاشتن آنها مطرح میشوند. در نتیجه، دو هدف بهطور همزمان دنبال میشود: دستیابی جهانی به برق و محدود کردن تولید برق از سوختهای معین.
با داشتن تنها چهار سال باقیمانده تا تحقق هدف دسترسی جهانی به انرژی، شاید زمان آن فرارسیده باشد که واقعیتها را بپذیریم.
در تاریخ بشریت، هرگز جمعیتی به بزرگی ۶۶۶ میلیون نفر در یک بازه زمانی چهار ساله با اتکا به تعداد محدودی از منابع انرژی، به برق دسترسی پیدا نکردهاند.
این مقیاس و بازه زمانی بیسابقه است. سیاستهایی که برای تحقق این هدف و با دو رویکرد بهظاهر متناقض تدوین شده هم بیسابقهاند.
افزون بر این، هیچ نمونه تاریخی وجود ندارد که صدها میلیون نفر بدون استفاده از منابع هیدروکربوری به برق دسترسی یافته باشند. جهشهای بزرگ در دسترسی به انرژی همواره از طریق ترکیبی از سوخت و فناوری حاصل شده است.
با این حال متون و گزارشهای مربوط به پیشرفت در هدف هفتم توسعه پایدار هرگز نشان نمیدهند که نفت میتواند نقشی مثبت یا عملی در کاهش شکاف دسترسی به برق ایفا کند.
با اینکه نفت از نظر آماری سهمی اندک، حدود ۳ درصد، از تولید برق جهان را دارد، اما در مسیر دستیابی به دسترسی جهانی، هیچ سوختی نباید نادیده گرفته شود. شرایط ویژهای وجود دارد که نفت برای تولید برق مناسب است. سه نکته این موضوع را نشان میدهد.
نخست، سکونتگاههای دورافتاده یا مناطقی که به شبکه برق متصل نیستند. در چنین مواردی، انتقال ژنراتور و سوخت آسانتر از ساخت خطوط یا تأسیسات جدید است. به همین دلیل کشورهای جزیرهای اغلب بخش قابلتوجهی از برق را از نفت تولید میکنند. برای نمونه قبرس که کشوری عضو اتحادیه اروپا است و بیشترین سهم برق تولیدشده از نفت را دارد.
بیشتر افرادی که به برق دسترسی ندارند در مناطق دورافتاده زندگی میکنند؛ ۸۴ درصد از ۶۶۶ میلیون نفر در مناطق روستایی ساکن هستند. این مناطق بهطور عمده کمدرآمد هستند و اغلب از امنیت و زیرساختهایی ضعیف و شکننده برخوردارند. در چنین شرایطی، ژنراتورهای دیزلی میتواند راهحلی مناسب باشد.
دوم، تولید برق با دیزل اغلب هزینه اولیه کم و استقرار سادهای دارد. این موضوع نیاز به وامهای کلان مورد نیاز برای برخی شبکههای کوچک خورشیدی با طراحی مناسب و در مقیاس یک جامعه را کاهش میدهد. از آنجایی که تأمین مالی اقلیمی از سوی کشورهای توسعهیافته هنوز به سطح مورد نیاز کشورهای در حال توسعه نرسیده، راهحلهای کوتاهمدت مانند ژنراتورهای دیزلی ممکن است برای بهبود دسترسی به برق ضروریتر باشند.
سوم، نقش حیاتی نفت در تولید برق در زمینه تولید پشتیبان اضطراری است. ژنراتورهای دیزلی بهعنوان ژنراتورهای پشتیبان کاربردی پیشفرض برای زیرساختهای حیاتی مانند فرودگاهها، مراکز عملیات اضطراری، تأسیسات دفاعی، مراکز داده، بیمارستانها و دیگر مراکز حساس شناخته میشوند.
این موضوع بهدلیل چگونگی سرعت بالای راهاندازی، عملکرد مناسب در شرایط سخت آبوهوایی و توانایی تأمین پایدار برق برای مدت طولانی در این نوع ژانراتورها است. بسیاری از مقامها و مسئولان برنامهریزی اضطراری، ژنراتورهای دیزلی را بهعنوان بخشی از برنامههای تداوم فعالیت و حفاظت مدنی ذخیره میکنند.
این موضوع محدود به کشورهای در حال توسعه نیست. بررسی گسترده نشان میدهد حدود ۸۵ درصد از ژنراتورهای پشتیبان در ساختمانهای تجاری و تأسیسات حیاتی در ایالات متحده با دیزل کار میکنند؛ گزارشی دیگر سهم جهانی این ژنراتورها را بیش از ۶۰ درصد برآورد میکند.
نمونهای روشن از این موضوع، سیستم ژنراتور پشتیبان در بزرگترین بیمارستان وین است. چنانچه شبکه عمومی برق از کار بیفتد، تنها در ۱۵ ثانیه یک ژنراتور اضطراری دیزلی برق بیمارستان را تأمین و تداوم عملکرد تجهیزات حیاتی و نجاتبخش بیمارستان را تضمین میکند. این نیروگاه اضطراری دیزلی میتواند برق کل بیمارستان را بهمدت ۴۸ ساعت بهطور خودکار تأمین کند و با بارگیری سوله، این مدت زمان میتواند افزایش یابد.
این نکات نشان میدهد در برخی شرایط، برق تولیدشده از نفت گزینهای مناسب بهشمار میرود. با توجه به اینکه پیشبینی میشود تقاضای برق تا سال ۲۰۵۰ حدود ۸۵ درصد افزایش یابد، شاید لازم باشد نقش گسترده نفت در تأمین این تقاضا مورد توجه قرار گیرد. در دهه ۱۹۹۰، نفت حدود ۱۰ درصد از تولید برق جهان را تشکیل میداد. با نوآوریهای فناورانه که کارنامه زیستمحیطی آن را بهبود میبخشند، نقش نفت در تولید برق در آینده را نمیتوان نادیده گرفت.
نقش مهم نفت در تولید برق، به عرضه امن و پایدار نفت خام وابسته است؛ موضوعی که در مرکز همه اقدامها و فعالیتهای اوپک قرار دارد.
نفت و هیچیک از منابع انرژی نباید نادیده گرفته شوند، زیرا مهلت برای تحقق هدف هفتم توسعه پایدار و دستیابی جهانی به برق در سال ۲۰۳۰ هر روز نزدیکتر میشود.
